كتاب الله تبارك وتعالى ( مترجم : شاه ولى الله محدث دهلوى / تفسير : ملا حسين واعظ الكاشفى )
478
القرآن الكريم ( قرآن كريم مع تفسير حسيني ) ( فارسى )
قالَ گفت نوح ع يا قَوْمِ أَ رَأَيْتُمْ اى گروه من خبر دهيد مرا إِنْ كُنْتُ عَلى بَيِّنَةٍ اگر من باشم بر حجتى هويدا مِنْ رَبِّي از پروردگار من كه بر صحت دعوى من گواهى دهد وَ آتانِي و بدهد خداى مرا رَحْمَةً مِنْ عِنْدِهِ بخشايش از نزد خود كه نبوت است فَعُمِّيَتْ عَلَيْكُمْ پس پوشيده بماند بر شما و حفص بضم عين و تشديد ميم خواند يعنى پوشيده گرداند آن حجت را بر شما بسبب معرفت آن و منع علم شما از ان أَ نُلْزِمُكُمُوها آيا بر شما بنديم آن را يا الزام كنيم شما را بقبول و گفتهاند استفهام بمعنى نفى است يعنى الزام نكنيم شما را بر اهتدا بر آن وَ أَنْتُمْ لَها كارِهُونَ و حال آنكه شما مر آن حجت را كارهان و ناخواهندگانيد و قتاده رح فرمود كه اگر نوح ع توانستى الزام كردى اما زمام اختيار در قبضه مشيت پروردگار است تا حاجب عدل او كرا راند و نائب فضل او كرا خواند نظم يكى را بخوانى كه مقبول ماست * يكى را برانى كه مخذول ماست بد و نيك امر ترا بندهاند * به تسليم حكمت سر افكندهاند وَ يا قَوْمِ و اى گروه من لا أَسْئَلُكُمْ نمىخواهم از شما عَلَيْهِ بر تبليغ رسالت ضمير عليه كنايه غير مذكور است مالًا مالى و خواسته را كه مزد كار من باشد تا بر شما گران آيد اگر ادا كنيد يا مرا سخت آيد اگر ابا كنيد إِنْ أَجرِيَ نيست مزد من إِلَّا عَلَى اللَّهِ مگر بر خداى آوردهاند كه اشراف قوم نوح ع مىگفتند اى نوح ع اراذل و ادانى را از مجلس خود دو ركن تا ما با تو مجالست كنيم نوح ع در جواب ايشان مىفرمود وَ ما أَنَا و نيستم من بِطارِدِ الَّذِينَ آمَنُوا راننده آنها كه گرويدهاند إِنَّهُمْ به درستى كه ايشان مُلاقُوا رَبِّهِمْ ملاقاتكنندگانند جزاى پروردگار خود را و بقرب او فائز خواهند بود پس چگونه برانم ايشان را وَ لكِنِّي أَراكُمْ و ليكن مىبينم شما را قَوْماً تَجْهَلُونَ گروهى نادان كه نمىدانيد قدر اينان را وَ يا قَوْمِ و اى گروه من مَنْ يَنْصُرُنِي كيست كه مرا يارى دهد و منع كند مِنَ اللَّهِ از عذاب خداى إِنْ طَرَدْتُهُمْ اگر برانم ايشان را أَ فَلا تَذَكَّرُونَ آيا در نمىيابيد كه التماس طرد ايشان مىنمائيد گفتند تو اين همه صفت ايشان مىكنى و حال آنكه ايشان به ظاهر با تو موافقت دارند و به باطن مخالف تواند نوح عليه السلام فرمود وَ لا أَقُولُ لَكُمْ و نمىگويم شما را كه البته عِنْدِي خَزائِنُ اللَّهِ نزديك من خزانههاى علم خداوند است وَ لا أَعْلَمُ الْغَيْبَ و نمىدانم غيب را تا از بواطن مردمان خبر دهم وَ لا أَقُولُ و نمىگويم إِنِّي مَلَكٌ به درستى كه من فرشتهام تا شما گوئيد كه ما انت الا بشر مثلنا وَ لا أَقُولُ و نمىگويم .